
گزارش نیک| گزارش ۱۵ | سفر شگفتانگیز واژهها؛ وقتی تاریخ در کلاس فارسی جان میگیرد
«اَشِم وُهو وَهِشتِم اَستی» راستی نیک است؛ بهترین است. این عبارت کهن اوستایی، یادگاری ارزشمند از فرهنگ و اندیشه نیاکان ماست. پیامی کوتاه اما عمیق

«اَشِم وُهو وَهِشتِم اَستی» راستی نیک است؛ بهترین است. این عبارت کهن اوستایی، یادگاری ارزشمند از فرهنگ و اندیشه نیاکان ماست. پیامی کوتاه اما عمیق

هفته قبل کتاب روباه تراز روباه را خواندم و ترجیح دادم به جای گزارش نویسی یک نقد و بررسی روی آن بنویسم . امیدوارم که

آخرین دروازه فصل چهارم آنچه هنوز اتفاق نیفتاده است یه جایی بیرون از زمان، اتاقی وجود داشت که نه دیوار داشت، نه سقف و نه

هفتهٔ گذشته، در حالی که از یک ملاقات کاری برای ویراستاری در حوزهٔ امور بانوان برمیگشتم، چشمم به بساط کتابفروشی افتاد که پشت ارگ کریمخان

بالاخره بعد از این همه سال ثبتنام در قرعهکشیهای ایرانخودرو و سایپا، اسم من هم درآمد! باورکردنی نبود. سالها ثبتنام کرده بودم، هر بار به

گرگی؛ سگی که ساکت ماند و انسانهایی که آرام نگرفتند! ✍️ نگین دهخدا ۲۹/ ۰۷ / ۱۴۰۵ شب بیستونهم مهرماه یکهزار و چهارصد و پنج.

مأموریت ویرایش؛ از سازمان تا منزل مسکونی! نویسنده : نگین دهخدا ۲۷/ ۰۷ / ۱۴۰۵ چند روزی بود که چشمانتظار تماس بودند؛ یا بهتر بگویم،

دیروز در مدرسه، شاهد رفتاری از سوی یکی از همکارانم بودم که ذهنم را بهشدت درگیر کرد. رفتاری که شاید در ظاهر تنها یک اتفاق

نگین دهخدا | ۲۵ مهر ۱۴۰۵ از یک ضبط ناتمام تا یک جستوجوی ادبی : امروز سراغ کتاب

سهشنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵ صبح به ثبت احوال رفتم و شناسنامههای تعویضی را تحویل دادم. پس از آن، برای انجام یکسری کارهای اداری، با خواهر