دیدار با استاد کلانتری در شهرم شیراز ، کافه هدایت
امروز صبح حال روحم بهتراست از دیروز و پریروز . شب گذشته قرار شد استاد برایمان جلسه دیدار بگذارد . ساعت شانزده و سیوششدقیقه بعدازظهر جمعه هفدهم مهرماه در تلگرام دیدم در گروهی به نام شیراز اوشاخلار عضو شدم. کنجکاو گروه را باز کردم وارد اطلاعات گروه شدم. بله استاد گروه را در تلگرام هوا کرده بود. وارد چتها شدم و مثل خرذوقها سریع پیام دادم و اعلام حضور کردم . بعد از ویبنار ساعت ۱۷ تندتند آماده شدم. اسنپ را باز کردم درخواست دادم و حیرتآورتر این بود که ، یکثانیه بعد درخواستم پذیرفته شد . (در روزهای عادی حدود نیمساعت معطل میشدم یک راننده محترم اسنپ منت بر سرمان بگذارد و درخواست را بپذیرد .) خلاصه با کلی ذوق به راننده پیام دادم : در مبدا منتظرم . راننده هم بلافصله پیامِ در مسیرم را ارسال کرد. من که بسیار ذوق زده بودم از پیدا شدن اسنپ در عصر جمعه و آن هم در مسیر خیابان هدایت و کافه هدایت بلافاصله نوشتم: چند دقیقه دیگر می رسید؟
بلافصله راننده تماس گرفت و گفت : خانم جلو درتونم .(😐 ) باز هم تعجب از چشمانم شروع به باریدن کرد. پنج دقیقه بعد جلو کافه هدایت بودم . ذوق زده رفتم داخل دیدم استاد نیامدند.اولش به ذهنم رسید شاید استاد پشیمان شده و نیایند. امدم بیرون از کافه دل را به دریا زدم تماس بگیرم که دیدم مخاطبینم هنوز درحال بهروز رسانی ست. داخل پیامک ها شدم و نوشتم : سلام استاد من کافه هستم. مسول کافه که از دور رفتارهای مرا مشاهده میکرد، جلو آمد و پرسید : رزور دارید. گفتم: بله . اسم دادم و او لیست را نگاه کرد: اسمی در لیست نیست. گفتم : اما قرارمان اینجاست. نگاهی از سر ترحم کرد و گفت : مشکلی نیست حلش میکنم . تعدادتون ؟ و من سرانگشتی گفتم :۹ نفر تقریبا. پوکر فیس نگاهم کرد. حدس زدم در دلش کلی فوحش نثارم کرده😄 ده دقیقه بعد استاد و بچهها یکی یکی آمدند. ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه از استاد و دوستان خدا حافظی کردم.
#گزارش نیک#روزانهنویسی
https://t.me/ketabkhan_azhabse_vazheha
https://www.youtube.com/@negindehkhoda7420
https://www.instagram.com/azhanse_vazheha

آخرین نظرات: