گزارش نیک ۴

سه‌شنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵

صبح به ثبت احوال رفتم و شناسنامه‌های تعویضی را تحویل دادم. پس از آن، برای انجام یک‌سری کارهای اداری، با خواهر گرامی راهی صدرا شدیم. حدود ساعت ۱۳:۳۰ برگشتیم. حدود ساعت ۱۶ ناگهان هوا سرد شد. پتو را دور خودم پیچیدم. گرمم شد، کلافه شدم و پرتش کردم گوشه تخت. یک‌دفعه رطوبت هوا بالا رفت و شُرشُر عرق می‌ریختم. در حین وبینار نویسنده‌ساز، صدای رعد و برق آمد و بعد هم صدای باران. حدود ساعت ۱۹ رفتم سراغ فلش تلفن همراهم. پس از زیر و رو کردنش، بالاخره مخاطبینش بازگشتند. داشتم برمی‌گشتم که باران شدید شد. قطره‌هایش چون واژه‌های معلق در هوا، فرو ریختن بر زمین را آغاز کردند. رعد و برق، انگار نعره جنگجویان در نبرد میان خدایان، غوغا به پا می‌کرد. نورش چنان بود که گویی آسمان و ابرهایش تمام قطعی‌های مکرر تابستان را دزدیده‌اند؛ و حالا می‌خواهد به ما بفهماند که ای ساده‌دلانِ تهمت‌زن! تمام این قطعی‌ها و زجرها در آن اوج گرما کار من بود. حالا با قدرت تمام برای عرض‌اندام آمده‌ام تا نشانتان دهم دنیا دست کیست.

این هنرنمایی تا ساعت ۹ شب بیشتر طول نکشید. اوج هنرنمایی‌اش را مردم در فضای مجازی اینستاگرام پخش کردند؛ آن‌هم هنگام اجرای همایون‌خان شجریان.
همه با چشمانی قلب‌شده، هم از هنرنمایی شجریان فیلم منتشر کرده‌اند و هم از عرض‌اندام آسمان.

پی‌نویس گزارش نیک ۴:
(در لهجه و گویش شیرازی : قُرتُراق به صدای رعد، و به نور متصاعد از آن : تَشِ برق می‌گویند. )

 تلگرام:
https://t.me/ketabkhan_azhabse_vazheha

یوتیوب:
https://www.youtube.com/@negindehkhoda7420

صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/azhanse_vazheha

به اشتراک بگذارید
جدیدترین مطالب من:

عضویت در خبرنامه

بخش‌های سایت من:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط